بایگانیِ نوامبر 2009

چقدر سخته …

نوامبر 22, 2009

چقدر سخته وقتی ببینی یکی کمک می خواد و تو نتونی کمک اش کنی !

چقدر سخته وقتی اشک عزیزی رو میبینی و نمیتونی کاری واسش انجام بدی !

چقدر دل ادم میگیری وقتی دل دوستی یا عزیزی گرفته باشه !

خدا فقط یک دعا: دستم رو بگیر، کمکم کن تا بتونم به آدم هات کمک کن !

 

خدایا ممنونتم …

نوامبر 18, 2009

باز هم سلام

نمیدونم این احساسم رو چه جوری به کیبرد بیارم ( همون به قلم خودمون !! )

امروز یک اتفاق خیلی جالب و خوشحال کننده افتاد که خیلی کم توی زندگی من همچین اتفاقی می افته ! حالا این اتفاق چی بوده و کی بوده و کجا بوده و ….، بماند !

ولی در کل امروز انرژی زاید الوصفی دارم !!

خدایا ممنونم ازت !

تبريک …

نوامبر 17, 2009

امروز یه خبر خیلی خوشحال کننده شنیدم و دوست داشتم اینجا رو هم با این خبر شروع کنم !

امروز ظهر که از مدرسه برگشتم و خسته و بی انرژی بودم، یهو یه خبری بهم دادن که کلی انرژی بهم تزریق شد !

یکی از بهترین دوستان امروز نامزادی کرده ! ( مختصر و مفید )

واسه این دوست عزیز آرزوی خوشبخی و سلامتی و سعادت میکنیم .

به قول يكي از دوستان که میگفت : اگه خودمون نامزادی کرده بودیم اینقدر خوشحال نمیشدیم !

شروع …

نوامبر 17, 2009

بنام خدا …

سلام

این روزها همه دارن وبلاگ نویس میشن، مگه ما چیمون کمتره اخه ؟ !

شاید دست به قلمم خوب نباشه و جمله بندی و … اشکال داشته باشه !

ولی من اینجا فقط واسه خودم و دل خودم مینویسم !

از ناراحتی ها و خوشحال ها، از مشکلات ، از تجربیات ، از شیرینی و تلخی روزهای زندگیم !

اینجا دفتر خاطراتی بیش نیست.


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.